عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
519
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
باقى لامَسْتُمُ بألف خوانند در هر دو سورة . و روا باشد كه فعل هم از يكى باشد ، و گر چه تلفظ فاعل است چون عاقبت اللّصّ ، و طارقت النّعل ، و عافاك اللَّه . و روا بود كه فعل از هر دو بود ، كالمجامعة و المباضعة و المباشرة ، لاشتراكهما فى ذلك . و در معنى لمس و ملامسة علما مختلفاند . على بن ابى طالب ( ع ) و عبد اللَّه بن عباس و ابو موسى و حسن و مجاهد و قتاده گفتند : بمعنى مجامعت است اى جامعتم . و ابو حنيفه و اصحاب او بريناند ، و كان ابن عباس يقول : اراد اللَّه به الجماع و كنّى عنه لأنّه كريم . و عمرو بن عبد اللَّه مسعود ، و عبد اللَّه عمر ، و عمار ياسر ؛ و شعبى ، و نخعى ، و ابو عبيده گفتند : التقاء بشرتين است : بشره به بشره رسيدن ، و اهل مدينه و اهل حجاز و شام بريناند ، و مقوّى اين قول دلالت لفظ است بر آن ، و حمل المعنى على اللفظ اولى من حمله على الكناية عنه من غير ضرورة دعت اليه . و در حكم آيت فقها مختلفاند : مذهب شافعى آنست كه اگر مرد زن را پاسد ، يا زن مرد را پاسد بدست يا به غير دست ، چنان كه بىحائلى بشره ببشره رسد ، طهارت پاسنده باطل گشت ، و در طهارت پاسيده دو قول است : و مذهب اوزاعى آنست كه اگر بدست پاسد طهارت باطل شود ، و به غير دست باطل نشود همچون مسّ فرج ، و مذهب مالك و احمد و اسحاق و ليث سعد آنست كه : اگر بشهوت پاسد طهارت منتقض شود ، و اگر بىشهوت بود منتقض نشود . و مذهب ابو حنيفه و ابو يوسف آنست كه : اگر پاسيدن تمام باشد بغايتى كه از آن انتشار پديد آيد ، طهارت باطل كند ، و اگر چنين نبود باطل نكند . و اگر طفلهاى باشد كه در محلّ شهوت نباشد از صغر ، يا زنى از ذوات الرّحم كه نكاح وى او را حلال نباشد ، شافعى را درين دو قول است . و در پاسيدن موى و ناخن و دندان خلافست ، و جماعتى از اصحاب وى بر آنند كه بپاسيدن اين هر سه ، طهارت منتقض نشود قولا واحدا .